30% OFF
عقاید یک دلقک

کتاب عقاید یک دلقک : رفتم پای پنجره و نگاهی به ساعت گوشه ی خیابان انداختم. هشت و نیم بود. راستی که شام مفصلی می خوردند. دلم می خواست با لئو حرف بزنم، ولی فعلا تنها چیزی که برایم اهمیت داشت همان پولی بود که می خواست برایم بیاورد. رفته رفته داشتم متوجه وخامت اوضاع می شدم ...

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

0 نظر