30% OFF
جور هندستان می کشیدم

کتاب جور هندوستان می کشیدم/ و بعد از شش ماه که سرما شهر را بلعیده بود...هیچ کس حساب وقت و زمان را نداشت.هیچ کس نمی دانست که آن یخبندان ها و طوفان های خوف انگیز کی به آخر می رسد... آن وقت سایه کم رنگ او در افق پیدا شد...

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر